تناقضات BBC در خط و نشان رهبری (1)

از تعریفها و تحسینهایی که افرادی مانند محمود مرادخانی، هوشنگ اسدی، جان لیمبرت، مهدی خلجی و علی مزروعی از مقام معظم رهبری دربارۀ اجتماعی و خوش برخورد بودن ایشان، شوخ طبعی، هوش و فراست، واکنشهای حساب شده و اندیشیدۀ مقام معظم رهبری، قابلیت در مدیریت و عدم سازشکاری ایشان کردند بگذریم، سایر مطالب، مسائل و موضوعات مطرح شده در این مستندها دارای چند مشخصۀ کلی میباشد که عبارتند از: 1. تناقضات 2. بزرگنماییها ،کوچک جلوه دادنها و اغراقهای موجود در مستند 3. دروغ 4. مغالطاتی که با استفاده از کلام رهبری صورت پذیرفته است، که تناقضات موجود در مستند را میتوان ناشی از ناآگاهی سازندگان؛ و دروغها، مغالطات، بزرگنماییها، کوچک جلوه دادنها و اغراقهای موجود را باید ناشی از غرض ورزی آنان دانست. ما در اینجا تنها برآنیم تا تناقضات، مغالطات و اشتباهات این مستند را بیان نمائیم.

مطالب به نمایش درآمده در این مستندها یا مربوط به مسائل تاریخی و تا حدودی قدیمی است که در افکار عمومی اطلاع درستی از آنها وجود ندارد و لذا BBC بدون ارائۀ سند میتواند بر روی آن مانور دهد و یا مسائل شخصی و سلیقه ایست که اصلاً در جایی به ثبت نرسیده و سندی هم ندارد، مسائلی مانند ساعت برخاستن مقام معظم رهبری از خواب و مسائلی از این دست.

جهت گیری مستند از همان ابتدا مشخص میشود که بدون هیچگونه بیان و اشاره ای به فرصت کاندیداهای معترض برای ارائۀ دلایل، شواهد و مستندات خود مبنی بر وقوع تخلف یا تقلب به شورای نگهبان برای رسیدگی از مجرای قانونی، از راهپیمایی میلیونی! و خواسته های غیرقانونی معترضین آغاز میشود و البته اشاره ای هم به خرابکاریها و دردسرسازیهای اغتشاشگران (یعنی همان مردم خداجو!) نمیکند.

١- از جمله مغالطات این مستند آنجاست که شرف الدین دربارۀ مقام معظم رهبری میگوید: «فرزند یک روحانی گوشه گیر... در جوانی با کسانی هم نشین میشود که مورد تأیید پدر نیستند: مبارزان سیاسی و شاعران.» برای اثبات این مغالطه، سخنان مقام معظم رهبری در بهمن ماه سال 1376 در دیدار با گروهی از نوجوانان و جوانان را ذکر میکنیم: «پدرم یادم هست روحانی معروفی بود... و مرد ساکت، آرام و کم حرفی بود. پدرم با هر کاری که رضاخان پهلوی کرده بود مخالف بود. از جمله اتحاد شکل از لحاظ لباس، و دوست نمیداشت همان لباسی را که رضاخان به زور میگوید بپوشیم.» در ادامه مقام معظم رهبری میفرماید: «زمان طلبگیِ ما باشگاهی در نزدیک مدرسۀ نواب بود به نام باشگاه جوانان. پدر من هم مخالف بود که ما باشگاه برویم؛ اما دکتر به دلیلی گفته بود که بنده باید ورزش کنم، پدرم اجازه داد که من باشگاه بروم. بنده به باشگاه جوانان میرفتم...»

منبع : خط کش نیوز

/ 0 نظر / 11 بازدید