وصیت نامه شش کلمه ای یک شهید...

این انقلاب هدیه ای است ارزشمند از "احمد رضا احدی" ها به ما نسل سوم انقلابی ها که امروز به جای آنها در خط مقدم جنگ نرم قلم به دست و در خاکریز وبلاگهایمان سنگر گرفته ایم.

احمدرضا جان! باید بگویم که بسیجی امروز بسیجی تر است.

اگر شما هشت سال با دشمنان خارجی جنگیدی  ما هشت ماه با دشمنان داخلی و خارجی جنگیدیم.

اگر تو در فکه و شلمچه  و دهلاویه و طلائیه جنگیدی ما در فیس بوک و بالاترین و فرندفید و جرس جنگیدیم.

تو در سنگری پناه گرفته بودی که از آن بوی خاک وطنت را استشمام می کردی اما سنگر ما هیچ شباهتی با سنگر تو نداشت. سنگر ما هیچ جا نبود و در عین حال همه جا بود.

جبهه ای که ما در آن شمشیر می زدیم خط مقدم و پشت خاکریزش یکی بود.

همه در خط مقدم بودیم. همه سپر بلای میراث خمینی بودیم و هستیم و خواهیم ماند ان شاءالله

دشمن تو مشخص بود اما دشمن ما گرگ بود در لباسی به اسم عبای شکلاتی

اگر آن روز اسلحه تو کلاشینکف بود امروز اسلحه ما بصیرت است.

احمد رضا جان! وصیت نامه ات را خواندم.

چه زیبا نوشته بودی و البته مختصر و مفید

بگذار بهتر بگویم

وصیت نامه شش کلمه ای ات را خواندم.

همان وصیت نامه ای که به اندازه تاریخ انقلاب حرف برای گفتن داشت.

با تو هستم افسر جوان جنگ نرم! می دانی احمدرضا چه گفت؟


1_8910050704_L600.jpg

گفت: فقط نگذارید حرف امام روی زمین بماند! همین.


احمدرضا جان! خوش به حالت رفتی و ندیدی چه بلایی بر سر "حرف امام" آوردند

خوش به حالت رفتی و ندیدی که چه بلایی بر سر "عکس امام" آوردند.

خوش به حالت رفتی و ندیدی ....

فقط در همین حد بدان که بعضی ها حرف امام را  روی زمین گذاشتند.

بعضی ها زمین و زمان را به هم دوختند تا حرف امام در حرف خودشان محو شود.

همان هایی که تا لحظات آخر دوش به دوش و دست در دست امام بودند امروز عکس امام را در دست گرفتند و برعکس امام رفتند.

احمدرضا جان! تاریخ را به عینه دیدم.

همانهایی که نخست وزیر امام بودند عکس امام را بر سر نیزه کردند و صفینی دیگر به راه انداختند.

خوارج را دیدم که عمامه بر سر از سپاه علی زمان خارج شدند.

دیدم کسانی را که در حکایت ثقیفه سکوت کردند و اشک علی هم در آنها اثر نکرد.

اما مطمئنم تجربه امروز من  از تو هم بیشتر است:

آیا تو از نامه بی سلام چیزی شنیده ای؟

از جام زهر چه؟

و از ثقیفه اصلاحات؟!!!

خواص بی بصیرت را تو در کتاب تاریخ خواندی و من با چشمانم دیدم.

عده ای وقتی دیدند "حرف امام" به درد جیب هایشان نمی خورد "حرف امام" را فروختند به قیمت جیب هایشان یا شاید هم باغهایشان.

من دیدم چوب حراج بر کالبد نیمه جان عدالت را!

اگر تو از مظلومیت علی(ع) خیلی چیزها شنیده ای من شکافته شدن فرق عدالت را با تمام وجودم لمس کردم.

من دیدم عمار به 10 ضربه شلاق و 6 ماه حبس تعزیری محکوم شد و دیدم عُمَر را که در آژانس هواپیمایی هاشمی ایر بلیط لندنش را اوکی کرد. می رفت تا در دانشگاه آزاد لندن واحد بی بصیرتی را با نمره 20 پاس کند و دیدم مادرش را که وقت سفر آن را از زیر سند فلان باغ و بهمان زمین رد کرد.

که می گوید شترسواری دولادولا نمی شود؟ من عایشه را دیدم شتر سواری می کرد آن هم دولادولا

و به جای اینکه شتر عایشه توقیف و گواهینامه اش پانچ شود وبلاگ میثم تمار در پارکینگ بی در و پیکر قوه قضایه پارک شد و فردایش برگ جریمه همان میثم تمار بر زیر برف پاک کن قطعه26 چسبانده شد

و فردای فردایش آقای عدالت گفت که دستان میثم تمار و میثم تمارها را می بوسم اما هنوز وبلاگش در پارکینگ ممنوع الخروج بود و گفتند تا عوارض شهرداری اش را با سردار خلبان مصلحتباف تسویه نکند اجازه ترخیصش صادر نخواهد شد؛ و آنجا بود که فهمیدم قدرت منفعت از مصلحت هم بیشتر است و ایضا قدرت مصلحت از حقیقت! و بازهم فهمیدم  چقدر فاصله هست از منفعت تا حقیقت؛ که اینها صدایش می کردند "آقای مصلحت".

من دیدم دسیسه ابن زیاد را

دیدم دغل بازی فرزندان زبیر را که از پشت میله های زندان اوین مناجات با خدا را در سوگ آتش گرفتن کعبه دلها سروده بود. کعبه آنها خانه شیخ اصلاحات بود که البته بعدها به دلیل همان "آقای مصلحت" با آتش زنندگان کعبه شان بیعت کردند.

من "مختارنامه" ای را دیدم که تو هرگز ندیدی!

من لالایی زنی را شنیدم که ندای اعتراض "محمد حنیفه" ها را برانگیخت اما خدا را شکر با تقدیر "آقای صدا و سیما" از خواننده اش این قائله هم ختم به خیر شد!

احمدرضا جان

من دیدم استمداد علی زمان را از امام زمان

من دیدم اشکان چشم "مالک اشتر" را که ای کاش کور می شدم و نمیدیدم.

احمد رضا جان اما بدان هنوز نهضت زنده است

 گرگ ها خوب بدانند در این ایل غریب

گر پدر مرد تفنگ پدری هست هنوز

گرچه نیکان همگی بار سفر بربستند

شیرمردی چو علی خامنه ای هست هنوز

منبع: وبلاگ جلبک ستیز

/ 9 نظر / 88 بازدید
به یاد شهدای بیگناه سبز

بسم رب شهدا و الصدیقین شهدا پیرو حرف امام بودند ، آن امامی که اگر الان در قید حیات بود توهین به خانواده شهدا(شهید باکری و همت) را تاب نمیاورد و منافق نامیدن یاران خود را نمیپذیرفت و لکه ی ننگی مثل کهریزک بر دامان انقلاب نمی نشست و تقلبی به این عظیمی را حماسه نمی پنداشتند بگم بگم؟ ولی حیف..... امام خمینی:جناب آقای موسوی ، آنان که در مقابل تو ایستاده اند توانایی اداره ی یک نانوایی را هم ندارند . صحیفه ی نور جلد 21 صفحه 199

سيد حسن

سلام بر شما شهدا با ایثار خون خود حتی با استخوانهای مطهرشان از انقلاب ، امام و ولایت فقیه حمایت کردند و همواره این وصیتشان به گوش می رسد : ولی فقیه زمان را تنها نگذارید ××××××××××××××××××××××××××× بی عشق خمینی نتوان عاشق مهدی شد بی خامنه ای عزیز زهرا(س)نتوان یار خمینی شد

احمد

جواب کامنت به یاد شهدای بیگناه سبز: سلام،چه اعتماد به نفسی!!از کجا میدونی شهیدند؟!،شهادت لیاقت میخواد،هدف پاک و باارزش میخواد،نه اینکه برای عشق و حال و تفریح جشنهای قبل انتخاباتتون میرفتید دختر پسر قاطی، اونم راهپیمایی های بعدتون که یک عده زن پاچه پاره و مردان بی غیرت و ایاش که به هوا ..... امده بودند، شماهایی که تا دیروز اصلا شهدا را قبول نداشتید چی شده حالا هی باکری و همت میگید، اگه اونا بودند حلقمتون را از زبونتو میکشیدند بیرون که به امام حسین روز عاشورا توهین نکنید، چه شهیدیِِِِِِِییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟،جماعتی بودید که 50درصدتون بهایی بودن بی دین و ایمونا، من دوست ندارم همچین عبارتی را به کار ببرم ولی شماها بعد از یکسال که قضایا روشن شد و گندههاتون علنی اعلام کردند که تقلب نشده بود و همه اینا .......... هنوز دارید حرف قبلا میزنید مجبورم بگم که خر بره مکه برگرده بازم خره

نیما

بنام خدا 3ثانیه فکر کردم دیدم که شمر هم جز یاران امام علی (ع) بود - یادم نمیآید رئیس مجمهور بود؟ رئیس سازمان بنیاد شهید بود-رئیس مجلس بود-مسئول حج و زیارت بود؟ بی خیال مهم نیست - بود بود . وقتی مرد شمر بود. ولی اگر العان بود میدید انجا کوفه نبود.

به یاد شهدای بیگناه سبز

خیلی جالبه ببخشید نمیدونستم معیار شهدا بودن رو شما تعیین میکنید معیار بهشتی و جهنمی رو چطور؟ ولی چرا اونم شما تعیین میکنید اونم یه دقیقه محاربش میکنید و بالای چوبه دار. ندا اگه بی حجاب بود ولی آزارش به کسی نرسیده بود اینو که ریس جمهور متقلبون هم گفت میدونم این شهید نمیشه چون شما کشتین دیگه نرود میخ آهنین در سنگ... چطوره معرفی کنید بفرستنم کهریزک شاید اونجا برادران میخ رو فرو کنند (دیکتاتوری وآزادی از اینجا ناشی نمیشود که یک مکتب خود را حق میشمارد یا ناحق بلکه از اینجا ناشی میشود که حق انتخاب را برای دیگران قائل است یا قائل نیست) دکتر علی شریعتی

به یاد شهدای بیگناه سبز

چی شد جوش آوردی نه خواهر بسیجی درست فهمیدی من دنبال موعضه و نصیحت شما نیستم پی دلیل و برهان جنایات آقاتون بودم که متاسفانه اینجا هم خبری ازش نیست. باشه من میرم سراغ بالاترین و شما هم سرتون رو بکنید زیر برف و به مقدس نمایی آقاتون بپردازید و کیهان و وطن امروز بخونید انشاالله که بصیرتتان صد چندان میشود فقط یادت باشه موقع الله اکبر گفتن مردم در گوشاتون رو محکم بگیری (شما که تحمل به چالش کشیده شدن رو نداریدهی فرت و فرت هر جا هم میری آدرس وبلاگت رو ننداز) دستگیری موسوی و کروبی=مصلحت نظام=کشک[خنده]

سید امین(فدایی سید علی)

جناب (به یاد شهدای بیگناه سبز) در صورت امکان ادرس خودت را بذار که بتونیم منطقی با هات صحبت کنیم در صورت موافقت من امادگی یه بحث منطقیبدور از تعصب با شما رو دارم ادرس من:alim259@yahoo.com وب من:basiji65.blogfa.com من ترجیح می دم تو محیط چت باشه در ضمن من تحملم بسیار زیاد است و...

نیما

بنام خدا دوست عزیز که تابوت فرقه سبز را به دوشت میکشی تو دعوا حلوا خیرات نمیکنن اون روزی که داشتید با لندن و انگلیس هماهنگ میکردید این اتیشو به پا کنید باید هم فکر میکردید ممکن انسانهای هم بی گمناه مثل بسیجیان این انقلاب خونشون روی زمین بریزد برای ندا جون که نامزدش در اسرائیل مراسم خواهد گرفت برای بسیجیان این انقلاب کی؟ برای این انسانهای پاک بی ادعا چی؟ البته که اینها نیازی به این برنامه ها ندارند چون به چیزی که خواستنشون رسیدن البته فکر نکن من بسیجی هستم به الله قسم نیستم و سعادتش هم ندارم 50 % کشورهای اوپایی و آسیایی و غیره رو هم رفتم و دیدم اما زمانی که رهبری و این نظام انقلاب باشه من گناه کار هم حاضرم جونم و برای رهبری بدم خواستی متمن بشی آدرس facebook میدم ببینی - خلاصه کلام بخث قدرت رو ریاست جمهوری کنار که اونهم حرف زیاد دارم برات ولی در مورد رهبری آقا تا زمانی که بسیجیان مخلص و امثالی مثل من هستن هیییییییییج بنی و بشری نمیتواند نعرضی به جایگاه ایشان و معصومیت و حق بودن ایشان داشته باشند.

نیما

بنام خدا مدیریت محترم سایت. احتراماً لازم دانستم دومورد را حضورتان عرض کنم. اول اینکه در مورد نظر این بنده که در این مطالب زیر است غلط املایی زاد دارد با عرض پوزش باید عرض کنم بعلت اینکه روی صفحه تایپ لب تابم حروف فارسی را نچسبانده ام و بایت اشتباهات تایپی از حضورتان پوزش میطلبم. دوم اینکه این بنده به خودم جسارت دادم و جواب نظری را که شخصی از (به یاد شهیدان گمنام فرقه صبز نوشته بود اشاراتی کردم و جوابیه ای نوشتم باز از مداخله اینجانب و دخالت در نظرات سایت شما عذر میخواهم. با تشکر.