موسوی را کمی بیشتر بشناسیم

{به نقل از سایت "محمّد مهدی اسلامی" 1/3/1388:}
پنجشنبه 7 آبان1360 فردای روز رای اعتماد مجلس به "میر حسین"، جلسه ای در دفتر ریاست جمهوری میان سران قوا و نخست وزیر برگزار و مقرّر می گردد

 همان کابینه شهید "باهنر" با حدّاقل تغییر معرفی گردید.
"میرحسین" که با آرای شکننده ی 115 رای از 202 نفر صاحب رای، به نخست وزیری رسیده بود، به این پیشنهاد روی خوش نشان داد...

{ به نقل از سایت "محمّد مهدی اسلامی" منتشره در 20/3/1389:}
یکی از وقایع تاریخی که در سال گذشته با زوایای مختلف مورد بازخوانی قرار گرفت، استعفای "میرحسین موسوی" در یکی از حسّاس‌ترین برهه‌های تاریخی و به صورت رسانه‌ای بود. روز 15 شهریور سال 1367 در شرایطی که ایران به تازگی قطعنامه آتش‌بس یا به تعبیر "امام خمینی" جام زهر را پذیرفته بود، روزنامه جمهوری اسلامی که در اختیار "مسیح مهاجری" یکی از نزدیک‌ترین چهره‌ها به "میرحسین" قرار داشت، در حالی منتشر شد که خبر استعفای "میرحسین موسوی" از نخست وزیری را به عنوان تیتر یک انتخاب کرده بود. استعفایی که بدون هماهنگی رئیس جمهور و رهبر انقلاب نگاشته شده بود...



{به نقل از سایت "محمّد مهدی اسلامی" منتشره در۱۳۸۸/۳/۱:}

این استعفا پس از پذیرش قطعنامه و پایان یافتن عملیات مرصاد و آغاز گفتگوهای آتش‌بس بین ایران و عراق بود و در واقع استعفای "میرحسین موسوی" با صبح اوّلین روز مذاکرات دکتر "ولایتی" در ژنو همراه ‌شد و جالب تر آنکه از رادیو نیز اعلام گشت.

{ به نقل از سایت محمّد مهدی اسلامی منتشره در 20/3/1389:}
امّا این استعفا ابعاد دیگری نیز داشت که در بازخوانی تاریخی ماجرا، مورد غفلت قرار گرفته است. "موسوی" همزمان با نگارش نسخه مطبوعاتی استعفایش،‌ در همان 14 شهریور‌ماه، نسخه دوّم استعفایش را با دستخط خویش در سربرگ نخست‌وزیری خطاب به رییس‌جمهور منتخب مردم با تعابیری تند و موهن نگاشت.
وی در نامه خویش که خطاب به مقام محترم ریاست جمهوری بدون ذکر نام ایشان و بدون سلام و احترامات معمول آغاز شده است، به بیان نکاتی در توضیح علّت استعفای خویش می‌پردازد که در نسخه ارسال شده به مطبوعات موجود نبوده است. وی علّت بیان این موارد را اینگونه توضیح داده است: "با این نیّت که ذکر آنها انشاء‌الله در آینده کشورمان و دولت‌های بعدی مفید باشد"...
وی در خاتمه ادّعا می‌کند که این استعفا به معنای قهر از نظام و دولت جمهوری اسلامی و مسئولین انقلابی آن نیست و تاکید نموده است "این استعفا بدلیل ناتوانی اینجانب برای کار با این شرایط است و درست برای همین ناتوانی است که اینجانب تکلیف را از خود ساقط می‌بینم." اگرچه وی توضیح نداده است که اگر این استعفا به معنای قهر نبود، چرا بعد از تحویل نامه استعفا به روزنامه مخفی شده است...
امّا امام راحل نیز در واکنش به این استعفا، مرقومه عتاب‌آمیزی صادر فرمودند که در نهایت منجر به پس گرفتن استعفا از سوی "موسوی" شد...

متن نامه ی امام خمینی در پاسخ به استعفای موسوی

زمان: 15 شهریور 1367، مطابق با 24 محرم 1409
مکان: تهران، جماران
موضوع: مخالفت با استعفای نخست وزیر
مخاطب: موسوی، میرحسین(نخست وزیر)

   بسم الله الرحمن الرحیم

   جناب آقای موسوی، نخست وزیر محترم
   نامه ی استعفای شما باعث تعجب شد.
  حق این بود که اگر تصمیم بدین کار داشتید، لااقل من و یا مسئولین رده بالای نظام را در جریان می گذاشتید.
   در زمانی که مردم حزب الله برای یاری اسلام فرزندان خود را به قربانگاه می برند چه وقت گله و استعفا است. شما در سنگر نخست وزیری، در چارچوب اسلام و قانون اساسی به خدمت خود ادامه دهید. در صورتی که نسبت به بعضی از وزرا به توافق نمی رسید، چون گذشته عمل شود. این حق قانونی مجلس است که به هر وزیری که مایل بود رای دهد.
تعزیرات از این پس در اختیار مجمع است تشخیص مصلحت است، که اگر صلاح بداند به هر میزان که مایل باشد در اختیار دولت قرار خواهد داد.
همه باید به خدا پناه بریم؛
و در مواقع عصبانیت دست به کارهایی نزنیم که دشمنان اسلام از آن سوء استفاده کنند.
مردم ما از این گونه مسائل در طول انقلاب زیاد دیده اند، این حرکات هیچ تاثیری در خطوط اصیل و اساسی انقلاب اسلامی ایران نخواهد داشت.
 از آنجا که من به شما علاقه مندم، انشاءالله عندالملاقات مسائلی است که گوشزد می نمایم. والسلام.
15/6/67
روح الله الموسوی الخمینی
"اختیارات ولایت فقیه در نامه ها و فرمان های امام خمینی(قدس سره)"
انتشارات تسنیم، قم
چاپ اول، 1385

نکته های زیادی توی این استعفا و جوابیه ی امام هست. به قسمت های رنگی دقت کنید! فکر نکنم حرفی برای گفتن مونده باشه. همه چیز واضح و گویا است.
اگر موسوی نخست وزیر امام بود(که نبود!) آقا هم رئیس جمهور امام بود! آی خوشم میاد از این منطق جلبکی!

اما ادامه:

{ به نقل از سایت محمّد مهدی اسلامی منتشره در 20/3/1389:}
در خصوص فاصله زمانی انتشار استعفای "میرحسین" تا زمان پاسخگویی وی به دفتر امام، نقل قول‌های گوناگونی مطرح است.
"جلال‌الدین فارسی" به تازگی در مصاحبه‌ای به ماجرای پس از استعفای موسوی از نخست وزیری اینگونه اشاره کرده است که "در دوران نخست وزیری "موسوی" هم زمانیکه امام راحل قطعنامه را پذیرفتند، "میرحسین" با دادن استعفا مخفی شد تا این‎گونه در جامعه القا کند که من موافق قطعنامه نبودم و از خودش در افکار عمومی قهرمان بسازد. امام هم روسای قوه قضاییه و مقنّنه و اگر اشتباه نکنم یک یا دو نفر دیگر را احضار کردند و بدون بحث در خصوص پذیرش یا عدم پذیرش استعفانامه "موسوی" به‎دنبال فرد جایگزین بودند که آقا وارد جلسه میشوند و امام شرح جلسه را میفرمایند و نظر آقا را میخواهند که آقا از تصمیم شوم "میرحسین" پرده‎برداری میکنند و به امام می‎گویند با استعفا موافقت نکنید، چراکه او به دنبال قهرمان سازی از خودش است. امام در این زمان دستش را بلند میکند و با اشاره به آقا میفرمایند این درست است..."
بر اساس نقل‌های موجود گویا "میرحسین موسوی" در فاصله زمانی تنظیم استعفا نامه در 14 شهریور تا 17 شهریور که به محضر امام می‌رسد، در منزل "آلادپوش" که از دوستانش بود به سر می‌برده است.
روز سوّم که حاج "سید احمد خمینی" با تماس با مراکز مختلف از یافتن او نا امید شده بود، به افراد مختلف می سپرد که امام فرموده اند به "میرحسین" بگویید بیاید که اگر نیاید نامه‌ای تنظیم کرده‌ام و در اختیار رسانه‌ها قرار می‌دهم که اگر پخش شود برای او دیگر دنیا و آخرت نمی‌ماند.
روز سوّم "میرحسین" تا ساعت 11 به محضر امام می رسد، آنگونه که منابع آگاه بر اساس یادداشت‌های آن زمان ... : امام راحل نکاتی را بدین شرح به وی فرموده‌اند "من یک گله دارم و یک اعتراض،‌ گله دارم از اینکه شما اگر مشکلی داشتید، مثل گذشته مراجعه می‌کردید و حل می‌کردیم،‌ اگر می‌خواستید بروید، بی سرو صدا می‌رفتید. چرا سر و صدا کردید؟ اعتراض دارم به اینکه این مطالب را چرا به پای نظام نوشتید و نسبت به دولت دادید؟ ... اگر نبود کار این چند سال شما، به ملت اعلام می‌کردم که شما در مقابل انقلاب و نظام ایستاده‌اید. و بعد از این چه توقعی است که از مجلس دارید؟ این حق مجلس است که به هر وزیری که می‌خواهد رای بدهد یا ندهد. شما می‌بایست از نظر مجلس تبعیت کنید. دیگران هم قبل از شما از این قبیل حرفها می‌زدند که مجلس باید هماهنگ با ما باشد. شما مجلس هرچه گفت به مجلس اخترام بگذارید. اگر مسئله‌ای بود شورای مصلحت حل خواهد کرد."
آنچه مسلم است، پس از یک وقفه معنادار، امام بار دیگر حمایت علنی خویش را از دولت تکرار نمودند تا آثار استعفای نابجای "میرحسین"، به عملکرد دولت بیش از این آسیب نرساند. هرچند به نظر ناظران سیاسی جنس این دفاع آشکارا متفاوت بود.

همونطور که در ایام تبلیغات انتخاباتی دیدید موسوی که سابقه ی درخواست های فراقانونی رو تو کارنامه اش داشت به خودش اجازه می داد دولت خدمتگذار و خدوم دکتر احمدی نژاد رو به بی قانونی متهم کنه. الحمدالله که ماه پشت ابر نموند!

منبع

/ 7 نظر / 46 بازدید
همسنگر بسیجی

سلام اورژانسی اورژانسی اورژانسی: http://chemical-victims.blogfa.com/post-566.aspx لطفا اطلاع رسانی

ایران

سلام بر شما مطلب جالبی بود. از لطف شما نیز متشکرم. ما را هم دعا کنید. یا حسین(ع)

سيد حسن

سلام ادعای دوستی دارم ولی ای وای من روز و شب‌ها گریه کرد از دست من مولای من روزها رفت، من از مولای خوبم غافلم هر کسی را جا داده‌ام اندر دلم ظاهرا مجنون و او لیلای بی همتای ماست باطنا لیلی ما دنیای پر غوغای ماست !!!!!!!!! اللهم ارزقنا توفيق شهادت في سبيلك

پیرو خط امام

خدا شما را به راست هدایت فرماید انشا الله

به یاد شهدای بیگناه سبز

فقط میتونم برات متاسف باشم همین. برای شما و امام علیلتون طلب آمرزش دارم .

نیما

بنام خدا با تشکر از گردآوری این مطالب برای اشنایی بیشتر بی بصیرت ها. ایران اسلامی تنها مملکتی است که این همه منافق - وتن فروش و دشمن دارد. تا به امروز این انقلاب با عنایت خدا و وجود امام بصیر ولایت فقیه عادل با تدبیر، استوار ایستاده و از کوری این منافقین و وتن فروش ها تا انقلاب حضرت ولیعصر باقی خواهد ماند. فتنه 88 سعادتی برای این مملکت بود تا این وتن فروش های منافق در لباسهای مختلف خودشان را نشان دهند و با یاری خدا و پیروی از ولی فقیه دستشان از این نظام کوتاه شد - خوب شد تا این انگلهای دوجنسه و منافقین و فواحش فهمیدن ایران و این نظام جای برای این فرقه ندارد و حالا این سران بی لشگر شده اند سنبل انسانهای منفور. - خوب باید از اول میفهمیدن که امان و رهبری تنها نخواهند ما سربازان ولابت عاشق شهادت برای آقامون هستیم اگر سعادتی شود. یادشان باشد اینجا اروپا یا اسرائیل نیست که پسرهای دوجنسه با نوار سبز و دوخترهای فاحشه با ربان سبز خود را به فروش برسانند اینجا جمهوری اسلامی ایران است اینجا مردم سالاری است نه اوباش سالاری انجا اسلام ایرانی است نه اسلام خاتمی امریکایی. یا حق.

Seyyed

بسمه تعالی سلام می نویسم تا بنویسید. ماشاءالله. زنده باشی. این ها که نوشته ای تبلور بصیرت است، که قلبها را در شهد حقیقت حل می کند. هم قلمتان زیباست، هم قلمدادتان. عاشق و عاشورایی بمانید حضرت حق یارتان باد